برچسب: سینه, نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:02
تنهایی
قد بلندی دارد
یقه اش را بالا داده
و توی پیاده روها راه می رود....
گاهی جلوتر از تو....
گاهی پشت سرت.......
برچسب: نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:02
برچسب: رسیدم, نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:02
پرسيدی و شرحی به جز حال خرابم نيست
بيدارم و خاموش غير از اين جوابم نيست
زهری به غايت تلخ در رگ جای خون دارم
در خويش مي پيچم گريز از پيچ و تابم نيست
فانوس سرگردان اين شهرم ولی افسوس
جانم برآمد از دهان و آفتابم نيست
تا شب هراسانم غرورم هست و شورم نه
تا صبح بيدارم خيالم هست و خوابم نيست
در پای خود می ريزم و خاموش می سوزم
پروای اين اندوه بيرون از حسابم نيست
آنقدر نوميدم كه وقت تشنگی حتي
ذوق توهم بي


برچسب: نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:02
برچسب: نگشایی,توانم,رفت؟؟؟؟؟؟؟, نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:02
برچسب: پیرهنم, نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:02