خرید بک لینک
با شعرهایم آمدی یک شب به دنیایمدنیا مرا گم کرد و چشمان تو پیدایم شوق تو دشت سینه ام را می دود تا صبحآهوی من…کی می گذاری سر به صحرایم گم می کنم هر شب خیابان های دنیا راتا دست هایت نیست…طولانی ست شب هایم انگار دست عشق، بی تو حلقه ی مرگ استبر گردنم افتاده یا پیچیده بر پایم آنقدر با من مهربان بودی که بعد از تویک لحظه حس کردم که صد سال است تنهایم من ابر گیر افتاده در آغوش البرزم....یک روز بر می گردم ا

برچسب: سینه, نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:02

تنهایی

قد بلندی دارد

یقه اش را بالا داده

و توی پیاده روها راه می رود....



گاهی جلوتر از تو....

گاهی پشت سرت.......

برچسب: نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:02

راست می گفتندهمیشه زودتر از آن که بیندیشی اتفاق می افتد من به همه چیز این دنیا دیر رسیدم....زمانی که از دست می رفتو پاهای خسته ام توان دویدن نداشتچشم می گشودم همه رفته بودندمثل "بامدادی" که گذشتو دیر فهمیدم که دیگر شب است.... " بامداد" رفترفت تا تنهایی ماه را حس کنی...شکیبایی درخت را...و استواری کوه را... من به همه چیز این دنیا دیر رسیدمبه حس لهجه ی "بامداد "و شور شکفتن عشقدر واژه واژه کلامش که چه

برچسب: رسیدم, نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:02

دلواپسی ام نیست، چه باشی چه نباشیاحساس تو کافی ست، چه متن و چه حواشی از خویش گذشتم، بِبَرم خاک کن اماشعرم چه؟ نه...بی ذوق مبادا شده باشی می خواستم از تو بنویسم که مدادمخندید: چه مانده است مرا تا بتراشی؟ مجموعه ی آماده ی نشرم -خبرِ بَد-یک خالی پُر، خط به خط اش روح خراشی شصت و سه غزل له شده در زلزله ی منشصت و سه نفس، شصت و سه حس متلاشی نفرین نه، سوال است: چگونه دلت آمد بارانم....اسیدانه به من زخم ب

برچسب: خالی,پُر,خراشی, نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:02

پرسيدی و شرحی به جز حال خرابم نيست بيدارم و خاموش غير از اين جوابم نيست زهری به غايت تلخ در رگ جای خون دارم در خويش مي پيچم گريز از پيچ و تابم نيست فانوس سرگردان اين شهرم ولی افسوس جانم برآمد از دهان و آفتابم نيست تا شب هراسانم غرورم هست و شورم نه تا صبح بيدارم خيالم هست و خوابم نيست در پای خود می ريزم و خاموش می سوزم پروای اين اندوه بيرون از حسابم نيست آنقدر نوميدم كه وقت تشنگی حتي ذوق توهم بي

برچسب: جانم,برآمد,دهان,آفتابم,نيست, نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:02

Image result for u202bحال خراب من دگرu202c

برچسب: نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:02

مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم که یاد مینکند عهد آشیان ای دوست گرم تو در نگشایی کجا توانم رفت به راستان که بمیرم بر آستان ای دوست دلی شکسته و جانی نهاده بر کف دست بگو بیار که گویم بگیر هان ای دوست تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شود هنوز مهر تو باشد در استخوان ای دوست

برچسب: نگشایی,توانم,رفت؟؟؟؟؟؟؟, نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:02

ناگهان عطر تو پیچید در آغوش اتاقمبا سرانگشت نسیم آمده بودی به سراغم زیر و رو کرد مرا دست نسیمی که خبر داشتمن خاموش سراپا همه خاکستر داغم بین آغوش تو بگذار بسوزم به جهنم-که به آتش بکشد باغ مرا چشم و چراغم بیت در بیت بیا پیرهنم باش از آن پسآشنا می شود آغوش تو با سبک و سیاقم حرف چشمان تو مانند غزل های ملمع واژه در واژه کشیده است از ایران به عراقم.......

برچسب: پیرهنم, نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:02

صفحه بندی